پیامبر جهنم را میدید
شیخ مفید میگوید: وقتی پیامبر از قیامت خبر میدادند، مانند كسی كه از تهاجم ناگهانی سپاه نیرومند و مسلح دشمن گزارش میدهد، با حالتی جدّی و احساس خطر خبر میدادند: "كانّه منذرُ جیش جرّار"(5) و گونههای مباركشان سرخ میگشت: "تحمارّ وجنتاه"(6).
خداوندا ترسی در دل ما قرار ده تا مانع از معصیت و نافرمانی تو شود
در حقیقت آن حضرت آتش دوزخ را از نزدیك مشاهده میكردند و بدیهی است كسی كه آتش دوزخ را بالعیان مشاهده كند جدّاً از آن پرهیز دارد. وجود عینی آتش بسی مؤثّرتر از وجود علمی آن است: "لیست الرّوِیّة كالمعاینة مع الأبصار"(7). كسی كه آتش قیامت را نبیند سخن او از معاد به منزله اعلام خطر نیست، برخلاف درد آشنای معاد، كه هم علمش نسبت به اصل معاد، شهودی است و هم خود آتش را میبیند و گزارش او دردمندانه و شاهدانه است. از این رو رسول گرامی از خداوند مسألت میداشتند: خداوندا ترسی در دل ما قرار ده تا مانع از معصیت و نافرمانی تو شود؛ "اللّهم اقسم لنا من خشیتك ما یحول بیننا و بین معصیتك"(8).
نمیتوان گفت همهی این مناجاتها، تضرعها و به یاد قیامت بودنها جنبهی آموزش به دیگران دارد، بلكه آنان این لابهها را درجات نردبان ترقی میشمرند كه توقف، در منطق آنان زیانآور است و كسی كه دو روز او مساوی باشد مغبون است. بنابراین، خشیت از خدا كمال و ترس از غیرخدا نقص است.
نمیتوان گفت همهی این مناجاتها، تضرعها و به یاد قیامت بودنها جنبهی آموزش به دیگران دارد، بلكه آنان این لابهها را درجات نردبان ترقی میشمرند كه توقف، در منطق آنان زیانآور است و كسی كه دو روز او مساوی باشد مغبون است. بنابراین، خشیت از خدا كمال و ترس از غیرخدا نقص است.
شناخت و معرفت پیامبر گرامی به قبر و قیامت، به قدری شهودی و عینی بود كه میفرمودند: اگر خوف آن نبود كه مردههایتان را دفن نكنید (از ترس عذاب قبر) از خدا میخواستم تا صدای عذاب قبر را كه من میشنوم به گوش شما نیز برساند: "فلولا أن تدافنوا لدعوتُ اللهَ أن یُسمعكم من عذاب القبر الذى أسمع منه"(9). اگر شما مانند پیامبر، عذاب مردهها را در قبر مشاهده میكردید، هرگز آنها را دفن نمیكردید.
اگر كسی شعله گور را ببیند قطعاً از آن میترسد و مرده را به گودال جهنّم نمیفرستد؛ آن گونه كه اگر كسی بهشت را ببیند به اشتیاق آن جان در اندامش قرار نمیگیرد و پیامبر شخصیتی است كه هر دو جریان را در معراج مشاهده كرد، بلكه هر لحظه از زندگی پیامبر اكرم یك معراج بود. از این رو بخشی از تربیت پیامبر بر پایه انذار بود: "...شاهداً و مبشّراً و نذیراً"(10). 11

